می دونی ؟! بچه که بودم پاییز رو به خاطر شنیدن خرد شدن برگ ها زیر پام دوست داشتم ...
وقتی برگی رو می دیدم با تمام وجود روی کمرش می پریدم و وقتی که له می شد ، می خندیدم ...
ولی حالا هر برگی که زیر پای رهگذری خرد میشه انگار منم که له می شم ...
کاش می تونستم بین برگ ها قدم بزنم بدون اینکه اونا رو له کنم